By In Uncategorized

کابل؛شهر عشق

نوشته (انگلیسی) : نسیم دادفر – محصل دیپارتمنت اداره تجارت
امتیاز تصویر: نسیم دادفر
ترجمه: احمد فیصل عمران

این شهر ممکن است هزاران زخم داشته باشد اما برای همیشه به من دیارم خواهد بود. شهری که خود یک راز است بین هزاران رمز و راز. شهر عشق؛ که خیلی صدمه دیده اما هنوز هم زیبا است به مانند غروب خود. آری ! این رنگ و این غروب به تعریف پایان روز مبدل شده است، یا هم پایان جهان. اما شهر ما خود اش یک جهان است ، و خود اش یک افسانه است.

کابل؛شهر عشق.

Read more

By In Uncategorized

روزی خواهم درخشید

صدام پناه – محصل پوهنځی علوم سیاسی و روابط بین الملل

!روزي خواهم درخشيد

دقيق ٣ سال قبل از امروز، براي تحقق اهداف خود دلي را به دريا زده ام كه از آب ميترسيد؛
يكي از بزرگترين آرزو هايم هميشه اين بوده كه سرزمين اجدادم را آباد ببيبنم. با اين ديد خواستم تا در اجتماع پُر از افكار مختلف همراه با جوانان شروع به كار كنم. با باور اينكه قشر جوان آينده ساز افغانستان است، با تعدادي زيادي از نهاد هاي اجتماعي ملي و بين المللي جوانان بطور رضا كارانه و بدون بدست آوردن هيچگونه امتياز مادي، اگر چه؛ امتياز هاي معنوي اين فعاليت هاي اجتماعي بي شمار است، كار كردم. در اين مدت با بسيار چالش هاي نفس گير تحصيلي، اجتماعي، فرهنگي، امنيتي و سياسي مواجه شدم ولي هرگز از ديد و هدفي كه نسبت به اين خاك داشتم، نگذشتم. هميشه يك شعر را با خود در اعماق وجودم حس و تكرار ميكردم “گر جهنم ساختم فردوس هم ميسازمت، اي وطن ميسازمت آخر خودم ميسازمت”و هميشه به اين اصل باورمند بودم و هستم كه افغانستان به من/ما ضرورت دارد، اگر ما نه، پس كي؟ و اگر حالا ني. پس كَي؟. بلاخره، روزي رسيد كه بخاطر تاثير گذاري و موثر واقع شدن در جامعه خود، از طرف بهترين پوهنتون افغانستان، پوهنتون كاردان، يكي از چهل بهترين محصلان و فارغين اين نهاد تحصيلي معتبر انتخاب شدم. اين تنها يك جايزه نيست، بلكه آغاز يك سفر جديد است. سفر كه بايد بيشتر بيشتر رو تحقق پيدا كردن اهداف شخصي و ملي كوشش ميكنم. چه در داخل يا در خارج از كشور باشم، ميخواهم بيشتر بيشتر به اين سرزمين داغ ديده كار كنم، عشق بورزم و با اين ملت يكجا، به تك تك زخم هاي اين ديار، مرحم باشيم

!به اميد آبادي، آرامي، امنيت و صلح بدون قيد شرط افغانستان

Read more

By In Uncategorized

قالین وطن، رنگ وطن دارد

ما به شهر کابل قدم زدیم و از گوشه های کابل دیدن کردیم. هر جاده و هر گوشه کابل زیبای خاصی دارد. به آشیانه کوچکی رفتیم که با رنگ های زیبا تزیین شده بود. هر سوی آشیانه قصه ای از افغانستان زیبا بود. یک سوء قالین بدخشان بود، یک سو زیبای پنجشیر بود، سوی دیگری رنگی از فاریاب به کابل رسایده بود. می شد که افغانستان کوچک را در این آشیانه دید.این آشیانه ، مکان خرید و فروش قالین های افغانی در کابل بود. من و هم صنفان ما از این مکان دیدن کردیم . با مالک این مکان روی چگونگی تولید و فروش قالین ها صحبت کردیم و چند تصویر گرفتیم که یکی از تصویر ها را در این جا برای شما شریک ساختیم.

Read more

By In Uncategorized, مقاله ها

کابل برفی ما


امروز از دفتر تا دانشگاه قدم زده رفتم.همه جا سفيد و زيبا شده بود. هوا سرد و ليكن كابل پرجوش بود. مردم با اميد قدم مى زدند. كودكان برف بازى مى كردند و در گوشه ها اثرات آدمك هاى برفى هم ديده مى شد. قدم زدم. با خود قدم زدم. تك و تنها قدم زدم. از هر سو لذت بردم. جانانه برف خوردم و بااحتياط از زيباى هاى زمستانى كابل گذر كردم تا به زمين نخورم. تصوير گرفتم و با خود در مورد زندگى فكر كردم. باقى كه ميان من و زندگى چه شد باشد بين من و زندگى.
زمستان تان خوش بگذره. كدام پياله چاى گرم داشتين ما ره هم مهمان كنين، خوش ميشيم. 

Read more